تبلیغات
سهم من از دلتنگی - شک
سهم من از دلتنگی
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : رضا عالش زاده

کشمکش هر لحظه بودن و نبودن تو

و جنگ هر روزه عقل و احساس

چنان دلم را به خود مشغول نمود

که هرگز نشد  سیر به زیباییت خیره شوم

و غرق شدن در ژرفای چشمانت به چنان حسرتی تبدیل شد

که سالها می خواهد تا از ضمیر ذهنم پاک گردد.

من هیچوقت شجاعت خیره شدن در مخمل موهایت را پیدا نکردم

من دلم می سورد

که چرا بال پرواز دلم قیچی شد

که چرا کلمه هایم بر لبانم خشکید؟

من روزی هزار بار گفته هایت را در گوشم می شنوم

و نگاهت را در چشمم می بینم.

من در این گوشه دنیا

و در این خلوت شلوغ خود

که انگار در بین هزاران چهره آشنا غریبه باشم

هنوز اسیر موج دلنشین خنده های توام

هنوز منتظر

با گل رز چیده شده که دارند می خشکند

ثانیه ها را روز 

و روزها را ماه

می شمارم تا تو بیایی! 

.

.

اما تو

هنوز ....

اما تو هنوز

شک داری!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 25 شهریور 1396 09:35 قبل از ظهر
Excellent article. Keep posting such kind of info on your site.

Im really impressed by your blog.
Hey there, You've done a great job. I will definitely digg it and in my view recommend to my friends.
I am sure they will be benefited from this website.
شنبه 25 اردیبهشت 1389 04:13 بعد از ظهر
در چهارراه تردید
واپسین نگاه پرآشوب ات
کجای زندگی ام خیره مانده است ؟!!!!!
شنبه 25 اردیبهشت 1389 12:39 قبل از ظهر
در چشمانم چه تابش ها که نریخت!
ودر رگ هایم چه عطش ها که نشکفت!
آمدم تا تو را بویم
وتو زهر دوزخی ات را با نفسم آمیختی
به پاس این همه راهی که آمدم.
سپهری
در عشق شک و تردید راه نداره باید تا آخر رفت حتی به قیمت آمیخته شدن نفس با زهر...
جمعه 24 اردیبهشت 1389 12:39 قبل از ظهر

انتظار هرچه ژرف ترباشد، حقیقت زود تر پدیدار می شود.
هیچگاه ناشکیبایی را با طلب نیامیز!
طلب اشتیاق فراوان است و ناشکیبایی مانع است!
با طلب اشکهای خاموش همراه است،
و با ناشکیبایی بی قراری و تقلا همراه است!
اگر تمنایی داری، صبوری کن و منتظر باش!

اقتباس از وبلاگ " دلخوش به سكوتم"
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


بی تو

من می مانم و خیال

شبی بی ستاره و نیمکتی خالی

گل هایی که بر بستر خواب تداعی گر تواند

نامت که گل واژه دعاهایم می گردد

آهنگی از سکوت

و خدایی که به این مستی ِ بی می ِ من می نگردد

می بینی

بی تو

خیالت، نامت، آرزویت و خدا اینجاست

آه که بی تو جمع مان چقدر جمع است!


مدیر وبلاگ : رضا عالش زاده
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی