تبلیغات
سهم من از دلتنگی - انهدام
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

انهدام

ای دوست

این روزها

با هركه دوست می‌شوم احساس می‌كنم

آنقدر دوست بوده‌ایم كه دیگر

وقت خیانت است

 □

انبوه غم حریم و حرمت خود را

از دست داده است

دیریست هیچ كار ندارم

مانند یك وزیر

 وقتی كه هیچ كار نداری

تو هیچ كاره‌ای

من هیچ كاره‌ام : یعنی كه شاعرم

گیرم از این كنایه هیچ نفهمی

 □

این روزها

اینگونه‌ام :

فرهاد واره‌ای كه تیشه‌ی خود را

گم كرده است

 □

آغاز انهدام چنین است

اینگونه بود آغاز انقراض سلسله‌ی مردان

یاران

وقتی صدای حادثه خوابید

برسنگ گور من بنویسید:

- یك جنگجو كه نجنگید

اما …، شكست خورد

 

نصرت رحمانی



نوشته شده توسط :رضا عالش زاده
دوشنبه 20 اردیبهشت 1389-10:15 بعد از ظهر
نظرات() 

Can stretching help you grow taller?
پنجشنبه 23 شهریور 1396 10:53 بعد از ظهر
My developer is trying to persuade me to move to .net from PHP.

I have always disliked the idea because of the costs.
But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on a
number of websites for about a year and am nervous about switching to another platform.

I have heard great things about blogengine.net. Is there
a way I can import all my wordpress posts into it? Any help would be greatly appreciated!
نگــــار
سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 03:54 بعد از ظهر

یك قدم به سوی آبادی
صد قدم به سوی ویرانی
زندگی ام پر از این لحظه ها
و من اسیر این لحظه های پوچ
لحظه های هیچ
لحظه هایی كه مرا از دست زندگی گرفتند
و به مرداب فریب بردند
چیزی به فرو رفتنم نمانده
چیزی به تمام شدنم نمانده

در سایه سنگینی كه بر روی زندگی ام افتاده وزش نابودی را میبینم
واز نزدیك دستها
صدای طبل بیهودگی را میشنوم
كه با تپش قلب من می آمیزد
ودر این آمیزش حسی هست قدیمی و آشنا
حس تنهایی و غربت و انتظار

این وزش نابودی است
یا ضربان قلب وحشت
كه بر سقف زندگی ام میوزد
چیزی به فروریختنم نمانده
چیزی به تمام شدنم نمانده
آرزو
سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 09:54 قبل از ظهر
از همهمه می ترسم ، می ترسم از این مردم ......
hamin
سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 09:03 قبل از ظهر
بازم یه شعر به موقع و در وصف حال ... عالی بود رضا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر