تبلیغات
سهم من از دلتنگی - توازن
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

توازن

دلم می گیرد گاهی

چنان لحظه اول

دلتنگت می شوم

گویی هرگز ندیدمت

نگاهت می کنم

چشمانت ابریست

از غیض سردی چشمانم

آه

که هنوز در کوی عشق تو در الفبای دوستت دارم ، مانده ام.

من به تو بدهکارم

من به تو خلوت آغوش و زمزمه های عاشقانه را

من به تو سکوت دلفریب شبانه را

من به تو بوسه های داغ تابستانه را

من به تو اثبات مهرم را

من به تو

خودم را بدهکارم.

 

دلم می گیرد گاهی

درست مثل لحظه اول

از تو که هنوز عشق را باور نکرده ای

و چشمانم ابریست

از غیض باوری که در چشمان تو نیست.

آه!

چه توازن مبارکی! 



نوشته شده توسط :رضا عالش زاده
دوشنبه 15 خرداد 1391-11:51 قبل از ظهر
نظرات() 

بابک حوائج
چهارشنبه 1 شهریور 1391 08:23 بعد از ظهر
سلام پسر عمه شعرهاتون حرف نداره اگه وقت کردی به ما هم سر بزن babakhavaej.persianblog.ir
آقا رضا اگر مطلبی درباره روانشناسی خواستید به این وبلاگ سر بزنید
nhfatollahzadehpsy.blogdoon.com
Hossein
دوشنبه 23 مرداد 1391 11:46 بعد از ظهر
خیلی زیباست
نوید
جمعه 6 مرداد 1391 07:20 بعد از ظهر
سلام استاد
من نویدم باباجانی همون پسر فشنه که دانشگاه علمی کاربردی رشته صنایع شیمی ازش همیشه میپرسیدین چرا مشکی پوشیده
وبلاگتونم مث کلاس درستون فوق العاده بود
راستی استاد من بیست شدم
ولی واقعا لایق این نمره نبودم
ممنون هم بابته وبلاگ خوبتون وهم کلاس درستون
ایام بکام ونماز روزه هاتون قبول
زهرا محمدپور
سه شنبه 23 خرداد 1391 02:15 بعد از ظهر
با سلام و خسته نباشید استاد واقعا شعر ها تون عالی بود اگه وقت کردین به ما هم سر بزنید.
parisa
دوشنبه 15 خرداد 1391 09:37 بعد از ظهر
سلام دوست عزیز خوشحالم كه برگشتین
مدت زیادیه پست نذاشتین . اما من چند روزی میشه كه هر روز یكی 2تا پست رو میخوندم . چقدر زیباست و من چقدر این آرامش وبلاگتونو دوست دارم . متن رو تقدیم میكنم به شما و سایر دوستان: سنگین سنگین به دوش میكشیم بار دیگران را به جای یاری كردنشان ، عشق ما نیازمند رهاییست نه تصاحب ، در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه ، شاد باشید
robab
دوشنبه 15 خرداد 1391 05:16 بعد از ظهر
من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف میزنم



اگر به خانهء من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچهء خوشبخت بنگرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.