تبلیغات
سهم من از دلتنگی - پری دروغ گو
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

پری دروغ گو

                             

و این تشویش من ابدیست

بی نهایت

و بی اندک امان

در این بن بست ترس و سرما

عشق چنان مترسک سر جالیز شده است

که از دور به ترس می ماند

و از نزدیک  به شوخی بی رمق

نه کلامی که از سر صداقت باشد

و نه اشارت چشمی که از سر ارادت باشد

هر چه است عشق مترسک است به کلاغ

دروغ و بی جان

هر چه است دیده گان خوش رنگ منجمد است

انگار جایی در اقصای دور

احساس جان به لب شده است

و عشق در یخ گیر کرده است

آه

دردناک است

لحظه ای که ابراز عشق باور نمی شود

و جواب یقین، شک است

دمی که پری افسانه های کهن،دروغ گوست

و فرشته باستانی قصه ها،شکاک است

و این تحریف بزرگی از عشق روزگاران من و توست.

وای که چه درد عظیمی است

کنایه از دیگران خوردن و نیش از دست عزیزان

می دانی

دلم بر حال غرور خودم می سوزد

که لگد مال شده اش هم ره به جایی نبرد

مرد اما زندگی نساخت

سوخت اما شراری ایجاد نکرد.

دلم گرفته است

و گمانم چاره اش در دست چشمان غرورشکن تو باشد.

اما جاده تمنارا گم کرده ام

دیگر غروری برای التماسی دیگر ندارم.

من جلوی تو کم آوردم نازنین.

خوش به حالت باشد.



نوشته شده توسط :رضا عالش زاده
پنجشنبه 17 آذر 1390-04:19 بعد از ظهر
نظرات() 

سیمین
جمعه 18 آذر 1390 04:41 بعد از ظهر
جایت را در نگاهم خالی گذاشته ام
.
.
نگاهم کن...




تمنایم خدایی رنگ باران است




و تو از جنس بارانی




که بر این دیده می باری
سیمین
جمعه 18 آذر 1390 04:38 بعد از ظهر
منم کم اوردم خیلییی کم اوردم
.......
elnaz
جمعه 18 آذر 1390 12:44 قبل از ظهر
حرفهایی است برای گفتن كه اگر گوشی نبود نمیگوییم و حرفهایی است برای نگفتن حرفهایی كه هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند.

ما را به حال خود بگذارید و بگذرید

از خیل رفتگان بشمارید و بگذرید

اکنون که پا به روی دل ما گذاشتید

پس دست بر دلم مگذارید و بگذرید

تا داغ ما کویر دلان تازه تر شود

چون ابری از سراب ببارید و بگذرید

پنهان در آستین شما برق خنجر است

دستی از آستین به درآریدو بگذرید

ما دل به دست هرچه که بادا سپرده ایم

ما را به دست دل بسپارید و بگذرید

با آبروی آب چه باک از غبار باد

نانپاره ای مگر به کف آرید و بگذرید

قیصر امین پور

خیلی شعر پر احساسی بود.حرف دل بیشتر آدما البته آدما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.