تبلیغات
سهم من از دلتنگی - وای از پاییز
سهم من از دلتنگی
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
جمعه 22 مهر 1390 :: نویسنده : رضا عالش زاده

برگها می ریزند

جاده ها زرد می شوند

درختان عریان می گردند

و من غمگین

آه!

پاییز آمده است

و با خود بقچه ای باد آورده است

که بوزد

و دل خموده من را پریشان سازد

دیوانه تر کند

مستی بی منتم بخشد

از نو عاشقم سازد

دستم بگیرد و باز

به کودکی ام بر گرداند

مدرسه ام را یادم آورد

رهسپار کوچه های تنگم کند

کیفم در دست، لی لی کنان

زودتر از همه، در کلاس درس باشم

لذت مشق هایم که همگی نوشته شده اند

شوق بیستی که مادرم زودتر از همه باید ببیند

و توپی که پدرم برایم خریده است

آه

من دلم برای دیروزم تنگ است

من دلم برای تخته سیاه و دست های گچی لک زده است

کاش!

یک دم

فقط یک دم

بچه می شدم

دلم از بزرگ بودن به ستوه آمده است

کاش زمان را توان برگشت به عقب بود

کاش ساده گی را مجال زنده ماندن بود

کاش

کاش.

آی دنیا

از تو خسته ام

از این گردش دلگیر تو

و از این مردم هزار رنگ تو

از همه و همه گریزانم

من از این دریچه تنگ به همه سیاهیها می نگرم

درون قفسی هستم

که بیرونش زندان است

نه امید خلاص و نه شوق پریدن

درون چاهی هستم که بیرونش سیل است

من دلم گرفته است

و امیدم فقط به ذره عشقیست که در دل دارم

و شاید همین عشق این قفس ِ در بند را

و این چاه ِ  سیل زده را تحمل کردنی می سازد.

من از تو

دنیایی می خواهم پر از سادگیهای بچه گانه

مالامال از خاله بازی ِ من و عروسک هایم

بی تکلف و بی ریا

گوشه دنجی که عشقم را در دل بپرورانم

پاییزی که خش خشی از نو به پا سازد

و بارانی که آرامم سازد

آه

من از تو خودم را می خواهم.

.

.

وای از پاییز!

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 11 آبان 1390 12:57 بعد از ظهر
كاش یادت نرود
روی آن نقطه پر رنگ بزرگ
بین بی باوری آدمها
یك نفر می خواهد
با تو تنها باشد
نكند كنج هیاهو بروم از یادت

منتظریم...
سه شنبه 10 آبان 1390 02:56 بعد از ظهر
دیشب آسمان دلم ابری
و چشمهایم بارانی بود،
برای هزارمین بار دلم سوخت
برای خودم
برای تو
برای تنهای مان
بااینکه همیشه تو رویاهایم،توخیالم بامنی
اما وقتی دیشب با توحرف می زدم
با خیال تو درددل می کردم
دلم گرفت
دلم سوخت
برای من وتو
می دانی گلم
آخر مدتهاست منتظر شنیدن درددلهایت هستم.


سلام.همچنان منتظر دلنوشته بعدیتون هستم.شاد باشید.
یکشنبه 1 آبان 1390 02:17 بعد از ظهر
fantabulous
دوشنبه 25 مهر 1390 01:55 بعد از ظهر
امشب تمام حوصله ام را
در یک کلام کوچک
در " تو "
خلاصه کردم:
ای کاش
یک بار
تنها همین
یک بار
تکرار می شدی!
تکرار....
یکشنبه 24 مهر 1390 03:18 بعد از ظهر
مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران ...نگاهت گر به آن بالاست و در حال دعا هستی...خدا آنجاست...دعایم كن كه من محتاج بارانم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


بی تو

من می مانم و خیال

شبی بی ستاره و نیمکتی خالی

گل هایی که بر بستر خواب تداعی گر تواند

نامت که گل واژه دعاهایم می گردد

آهنگی از سکوت

و خدایی که به این مستی ِ بی می ِ من می نگردد

می بینی

بی تو

خیالت، نامت، آرزویت و خدا اینجاست

آه که بی تو جمع مان چقدر جمع است!


مدیر وبلاگ : رضا عالش زاده
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی