تبلیغات
سهم من از دلتنگی - بی خیال
سهم من از دلتنگی
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
پنجشنبه 6 مرداد 1390 :: نویسنده : رضا عالش زاده

                           

 

چه کوتاه

چه با غرور

لحظه های من و تو گذشتند

بی انکه مجالی برای حس خوشبختی خود داشته باشیم

بدون انکه به ذکر نام همدیگر عادت بکنیم

ما با هم در یک لحظه، بی هم شدیم

لحظه ایکه آوار قصه فرو ریخت

قصه تلخ شراکت دستان تو

وبدینسان

 ستون های امید و آرزوی قلبی با خاک یکسان شد.

لحظه ایکه فهمیدم باز دیر آمده ام

و بکارت نگاهی از قبل دریده شده است

من مسحور نگاه رعنای بکر تو

و تو اسیر مظلومیت چشمان بیقرار من!

آه!

که رقص دیده گان ما چه هنگامه نافرجامی بود

برایت رخت سیاه نخواهم پوشید

دعا و نفرینت هم نخو اهم کرد

که تو در این سرنوشت بی تقصیری

می دانی گاه قبل از اینکه ما باشیم اتفاقی افتاده است

و دست ما کوتاه از تغییر حادثه است

زمانی

جایی در گذشته

دلی بسته شده است

نگاهی عاشق

تنی پر رعشه

و

صورتی بوسیده شده است

روزها پر شور و شب ها پر نور گردیده

و

دست هایی از هجوم عاطفه آتش گرفته است

روزها ، هفته ها و ماههایی به تکرار شیرین قهر و آشتی گذشته است،

و دلی

اه

چه می گویم!

دهانم لال!

من چه شجاع گشته ام امروز!

من به این داستان دیر آمده ام

و قهرمان قصه کس دیگریست

و من در دستان تو با کسی شریک نخواهم شد.

می دانی

من به چشم ها ایمان دارم نه فال حافظ

که چشم ها هرگز دروغ نمی گویند.

من لحظه ای را منتظرم

که روحم از حدس و شک عاری شده باشد

و تو

بی اندک مضایقه ای خودت باشی

لحظه ای که شک هم با قهرمان قصه مرده باشد.

و آنک

من باشم

تو

و شهری مشتاق

شروعی قصه ای پاک

من و تو

و خدا

چه می دانم

شاید ایندفعه حافظ دروغ نگوید!

.

دلم گرفته است

دلم به اندازه تمامی نگاه های دزدکی تو گرفته است

اما

چشمانم به آسمان است

 و امیدم به نذری که برای رجعت چشمان ب ک ر ت کرده ام.

 

نازنین

من برای ضربه خموشی دیگر از روزگار خیلی پیر گشته ام

از من سهرایی دگر نساز.

بگذار

من ایمانم به چشمان کهربائیت را از دست ندهم

مرا با معصومیت لبخندت آشتی بده

مرا به امیدم باز گردان!

 

دلم گرفته است

و تو در این حادثه بی تقصیری!

 

کاش !

بگذریم عزیز

بی خیال





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 14 مرداد 1390 12:11 قبل از ظهر
salam doste aziz khili delam vase neveshtehat tang shode bod khili vaght bod nishod biyam in tarafi akhe mosaferat bodam dastresi nadashtam baz aramesho peyda kardam ba nevestehat ....
شال و کلاه کن آسمون خیسه ،
چترتو وا کن گریه بارونه
حال و هوای برق ریزون چشمات
پاییزم نمیدونه ...

پروانه وقتی که میسوختن
تقدیرتو دوختن به تقدیرم
هر وقت دلت میگیره میسوزم،
هر وقت دلت میسوزه میمیرم !

خیلی دلم گیره، خیلی گرفتارم،
دوست داشتنت خوبه، خیلی دوست دارم
خیلی دلم گیره، خیلی گرفتارم،
دوست داشتنت خوبه، خیلی دوست دارم

محبوب من چشمات به من میگن،
روز جدایی خیلی نزدیکـــــــه،
میری نمیدونی که دور از تو ..
دنیام چقدر غمگینو تاریکه!

دنیای من تاریک و غمگینه،
بار جدایی خیلی سنگینه..
هر کس که از حالم خبر داره،
از شونه هام این بارو برداره!

خیلی دلم گیره، خیلی گرفتارم،
دوست داشتنت خوبه، خیلی دوست دارم
خیلی دلم گیره، خیلی گرفتارم،
دوست داشتنت خوبه، خیلی دوست دارم
شنبه 8 مرداد 1390 10:06 بعد از ظهر
می دانی گاه قبل از اینکه ما باشیم اتفاقی افتاده است

و دست ما کوتاه از تغییر حادثه است

زمانی

جایی در گذشته

دلی بسته شده است....

بسیار زیبا و عمیق....دوست عزیز لینک شدید حتما سری به من هم بزنید با دلنوشته ای تازه منتظرم ..
شنبه 8 مرداد 1390 08:10 بعد از ظهر
salam.kash dar donyayi budim k del ha be jaye zaban sokhan migoftan,shayad donya jure digari mishod.
جمعه 7 مرداد 1390 09:00 بعد از ظهر
سلام به نظر من چیزی که از دل میاد به دل میشینه مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


بی تو

من می مانم و خیال

شبی بی ستاره و نیمکتی خالی

گل هایی که بر بستر خواب تداعی گر تواند

نامت که گل واژه دعاهایم می گردد

آهنگی از سکوت

و خدایی که به این مستی ِ بی می ِ من می نگردد

می بینی

بی تو

خیالت، نامت، آرزویت و خدا اینجاست

آه که بی تو جمع مان چقدر جمع است!


مدیر وبلاگ : رضا عالش زاده
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی