تبلیغات
سهم من از دلتنگی - خواب خوشبختی
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

خواب خوشبختی

            

                             

 

رویای رنگ گرفت

دلی عاشق شد

دو دستی در هم گره گردید

تلاقی افسون مانند ِ  دو نگاه

و حرارت بی پایان دو همراه

و بدینسان

بوسه ای آفریده شد.

آغوشی از خلوت سالیان  ِ سال رهایی یافت

هیجان هم آسایی دو روح، آرامشی را به شورش کشاند

غرور تملک همدیگر

وبدین گونه شبی ، هزار شب شد!

قصه هایی که در جان مخملی شب جاری شد

گوشی که نوازش زبانی را حس نمود

و لبی که لبی دگر را به سکوت وادار کرد.

تن زنگار بسته ای که با آب اعتماد غسل گرفت

و شوری که در بستر خیال خواب را بی خواب کرد!

آه

که جشن پیوند رویاهایمان چقدر زود پایان یافت!

آه

که خواب آغوش من و تو چقدر کوتاه بود!

آه که ما چقدر زود به طلوع خورشید رسیدیم!

مدتهاست چشمانم را می بندم

مگر خواب ِ جانبخش تو را بینم

اما انگار

رویای تو نیز خواب بود

خوابی چون خانه ی ویران من خراب!

.

.

رویایی رنگ خواهد گرفت

و دلی.....  .

 

 



نوشته شده توسط :رضا عالش زاده
شنبه 4 تیر 1390-12:00 قبل از ظهر
نظرات() 

rozina
چهارشنبه 16 شهریور 1390 09:06 قبل از ظهر
رویایی رنگ خواهد گرفت ودلی ارام خواهد گشت اگردستان سردروزگاربگذارند واگرطوفان عشقت ارام نگیرد.


سلام متناتون وشعراتون خیلی زیباست
مر30
اگه میشه سری به وبلاگ منم بزنین
فقط1 متن نوشتم دیگه قلم شکستم

زیرا کاغذهایم دیگر طاقت شنیدن فریادهای دلم راندارند.

راضیه تنها
جمعه 10 تیر 1390 01:05 بعد از ظهر
salam doste aziz vebet khili ghashnge khili matnat aromam mikone barat behtar bodano arezo daram hamishe behet sar mizanam
ya hagh
ghorbani.razie@yahoo.com
هر چه تو را نگاه میکنم سیر نمیشوم
با داشتن تو ، حتی با غصه های بازی این زمانه پیر نمیشوم
تو به من محبت برسان ، من با بی محبتی هیچکس دلگیر نمیشوم
تو تنها در قلب من باش ، در این راه نفسگیر زندگی ، همنفسم باش
قلبم با قلب هیچ غریبه ای درگیر نمیشود.
اسیری بودم در قفس تنهایی ،
حالا گرفتارم در قلب تو ،
مطمئن باش با هیچ کلیدی آزاد نمیشوم
اشکم را در نیار ، نا امیدی را به قلبم نرسان ،
من با هیچ حادثه ای پشیمان نمیشوم
هر چه از نبودن بگویی ، من از بودن می گویم
هر چه از فاصله بگویی ، من از در کنار تو بودن میگویم
هر چه از من نفرت داشته باشی ، من از عشق تو میگویم
هیچگاه از عاشق بودن خسته نمیشوم
در خلوت عاشقانه ی من ، تو در رویاهای منی
ببین که با تو چه رویاهایی در سر دارم ،
عزیزم هیچگاه از این خیالات دلزده نمیشوم
روزی در خیال عشق تو بودم ،
تا تو را به دست نیاوردم بی خیال نشدم
با همان خیال خوش ، عاشقت شدم ،
با همان خیال ، همان آرزوی محال ،
در دریای بی کران عشقت غرق شدم.
هر چه تو را نگاه میکنم سیر نمیشوم ،
ای سرنوشت هر چه میخواهی با دلم بازی کن ،
من هیچگاه بازنده نمیشوم
پاسخ رضا عالش زاده : ممنون دوست عزیز و مرسی به خاطر این همه لطف.به خاطر متن زیباتون ازتون سپاسگزاری می کنم.
Hera
یکشنبه 5 تیر 1390 12:24 قبل از ظهر
رویایی رنگ خواهد گرفت،
دلی عاشق خواهد شد؛ آنگاه که در نگاهت، شراره های مانایی نقش بندد.
... و تو آنقدر از حادثه ی دیدار تازه هستی؛ که وقتی می گویی عشق، تنم خیس می شود و همه چیز را به شکل انحنای موزون شبنم می یابم.
... و تو؛ آنقدر دلنشین هستی، که روح مغرور من در پایت، کودکی پیشه کرده است؛
و من؛ آنقدر عاشقم، که به افسانه ی لیلی می مانم.
و تو؛ آنقدر بی پروایی، که هنوز وقتی مرا می بینی، لبخند می زنی!
و من؛ آنقدر دلتنگم، که ترنم اشک بر گونه ای زیر باران.
.
.
.
... و من؛ آنقدر بی خواب خواهم ماند، تا تجربه ی دیوانگی؛
تا رجعت سپید قاصدک؛
تا خواب شهرزاد ...
raha
شنبه 4 تیر 1390 07:17 بعد از ظهر
دیشب و نخوابیدم و خیلی خوابم میومد با این حال دلم میخواست بهتون سری بزنم حس نوشته هاتونو خیلی دوست دارم عالیه...
پاسخ رضا عالش زاده : ممنونم از این همه لطف.واقعا دلگرمم می کنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.