تبلیغات
سهم من از دلتنگی - در آرزوی صاعقه
سهم من از دلتنگی
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
یکشنبه 22 خرداد 1390 :: نویسنده : رضا عالش زاده

                              

 

تو که نیستی

انگار همه زندگی تعطیل است

شادی و شوق به زنجیر

زندگی قهر

و زمین زندان است.

عشق در بند

محبت در حصار

و بالهای پرواز زخمی است.

گویی همه اسیر خلوت خویشند

و کسی را نشان ارادتی در سر نیست

چشم ها همگی سردیتی دیرین را به دوش می کشند

و زبان ها همه به سکوتی گران دوخته شده اند.

 

تو که نیستی

همه غمگینند

هیچ چیزی سر جایش نیست

و من غیر قابل تحمل ترین موجود روی زمینم

افسرده و سر به زیر

در به در و دیوانه

مثل مجنونی که لیلایش مرده باشد

مثل فرهادی که شیرینش در آغوش مهتری خفته باشد

من بی تو

پروانه ای هستم که بالش را کودکان همسایه بریده باشند

درختی هستم که نه به صاعقه ای می سوزد و نه به رهگذری شاد

من بی تو

آیینه ای هستم که سالهاست غبارش گرد برداشته است

و کسی خود را در او نمی نگرد

می دانی

من بی تو هر کسی هستم جز خودم!

غریبه با خود

و راه گم کرده ی  کعبه ی  مقصود

من بی تو

نه بیدارم چنان که بیدارانند

نه خوابم چنان که خفته گانند

آه

من بی تو

خودم هم نمی دانم کی ام!

لنگم

گنگم

منگم

.

.

تو که نیستی

.

.

زندگی تنبیه است!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 29 خرداد 1390 05:46 بعد از ظهر
سلام
اتفاقی با وب شما برخوردم ..نوشته های شما هم کمی شبیه دلنوشته های منه...شما هم حرفهایی را نوشتید که گاهی مثل یه بغض گلویم را می فشارد..خوشحال میشم به وب من هم بیائید و نظر فرمائید..
یا حق..
http://yasi6166.blogfa.com
شنبه 28 خرداد 1390 12:25 قبل از ظهر
روز ها می گذرد...
و مــــــن هنوز اشتیاق دیدنت را روی تقویم می خوابانم...
و مــــــــن هنوز نام تو را روی تمام شیشه های مه گرفته حک می کنم...
و مــــــــن هنوز از رویاهایم دستکشی می بافم تا بادهای سرد انگشتانت را نیازارند...
و مــــــن هنوز نامه می کنم کلماتی را که در سراشیبی انگشتانم جا خوش کرده اند...
و مـــــــــن هنوز
دوستـــــــــــــت دارم...
دوشنبه 23 خرداد 1390 06:20 بعد از ظهر
خسته ام ...! خسته نبودنت ...! خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...! میگذرد ...! میگذرد و باز هم میگذرد

رضا عالش زادهسلام.ممنون از حس و نوشته های خوبتان.دوست غریبی که اصلا نمی شناسمتون از اعماق و جودم از همراهیتان سپاسگذاری می کنم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


بی تو

من می مانم و خیال

شبی بی ستاره و نیمکتی خالی

گل هایی که بر بستر خواب تداعی گر تواند

نامت که گل واژه دعاهایم می گردد

آهنگی از سکوت

و خدایی که به این مستی ِ بی می ِ من می نگردد

می بینی

بی تو

خیالت، نامت، آرزویت و خدا اینجاست

آه که بی تو جمع مان چقدر جمع است!


مدیر وبلاگ : رضا عالش زاده
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی