تبلیغات
سهم من از دلتنگی - اشک باران
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

اشک باران

                         

 

نمی دانم چه رازی در ورای این داستان تکراریست

که همیشه باران آب پشت پای تو بوده است

تو می روی و بارانی که می بارد

و اضطراب من خاموش

که نه کلامی دارد که در خور تو باشد

و نه توانی که تو را بدرود گوید.

من می نگرم

و تو دور و دورتر می شوی

محو و محو

انگار همیشه رویا بوده ای

که هماره بیم عزیمت ناگاهت با من بوده است

تو دورتر می شوی

و اشک های من با باران یکی می شود

انگار من و او یکی شده باشیم

و یک صدا کوچ تو را اشک بریزیم

آه!

که در پهنه شهر ، امروز، من و باران خود را به هر کوی و دیواری می کوبیم

که از این درد گران شاید اندکی خلاص شویم.

تو می روی

و من نگاهم به آسمان هاست

به باران، نه!

به ابرها،نه!

بالاتر

به خود خدا

که می بیند

که قرار بود از رگ گردن نزدیک تر باشد!

به خدایی که انگار او هم مشغول سیاحت جشن شاهزاده و ملکه ای در خاستگاه غروب آفتاب است!!!

به خدایی که ما را با غم بیشتر دوست دارد!!

سر می گردانم

تو دیگر نیستی

حتی رد پایت هم به حراج قهر باران رفته است!

باران همچنان می بارد

و من همچنان خاموش، چنان بچه گی هایم اشک می ریزم

آه!من چقدر دلم گرفته است.

تو نرفته دلم برایت تنگ شده است.

تویی که وفا گفتی و جفا کردی

تویی که خنده بر لب، نیش زدی

تویی که تا بودی، تو بودی و از ما شدن ترسیدی

تویی که بهتر است تا آخر عمرت تو بمانی!!!!!

که ما شدن مهر می خواهد که تو نداری.

 

باران می بارد

و من گیج و گنگ به آخرین کلامت فکر می کنم

و افسوس که جوابی نمی یابم.

آه!

که بی جرم به مسلخ رفتن چقدر سخت است.

وای از این روزگار

وای از این رسم عجیب

دلم برای حال خودم می سوزد.

                    

  



نوشته شده توسط :رضا عالش زاده
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390-01:00 بعد از ظهر
نظرات() 

................
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 04:19 بعد از ظهر
kash enghad ba tike nabod jomlateton,dar har sorat aali bood
زهره
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 05:32 بعد از ظهر
سلام
وقت بخیر
فقط میخواستم بدونم مطالبی که میذارین نوشته شده از خودتون هستن؟
شاد باشین و شادی بخش دل دوستان
پاسخ رضا عالش زاده : سلام.تقریباً 99%مال خودمه.در مورد آن 1% که شاید مال خودم نباشه نویسنده آنهارو حتما ذکر می کنم.
محیا
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 08:46 بعد از ظهر
او که می رود نمی داند
اما او که می ماند خوب می داند
کاسه ی آب معجزه نمی کند...
...
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 08:46 بعد از ظهر
هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست جز خود شما.
Hera
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 11:48 بعد از ظهر
Nasimi vazid , vazheyee rooyeed , TOyee shekoft;
Saayeyee gorikht , negahi gosast , MANi pazhmord ;
geli aamikht , ghalbi tapid , TOyee peyda shod ;
deli shekast , lahni borid , MANi gom shod ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.