تبلیغات
سهم من از دلتنگی - کابوس من و تو
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

کابوس من و تو

 

 

مدتهاست اسیر دستان کابوسی شده ام

گلویم را می فشارد

صدایم را نامده خفه می سازد

و کسی نیست که صدای اضطرابم  را  بشنود،

تا بیدارم سازد

انگار همه دچار فراموشی اند

وای که این کابوس چقدر تلخی آشنایی  دارد

مزه دروغ واقعیت نما

حس تنفر عشق اندود

تمامیت یک خنده بی روح

خنده ای سوزنده تر از خرواری گریه ی تر

حس خیانت از سر دوستی

طعم ندیدن زیبایی تنگ غروب

و خواب به هنگام دمیدن زر زیبای خورشید

شکنج من بی تو

و تویی بی من

و اینگونه جهان بی ما

که اگر مایی بود ظلمی نبود

تا شعار سر دهیم

که حق گرفتنیست!

که اگر همه، ما بودند

منی برای تهاجم وجود نداشت.

آری برادر

من سالهاست کابوس می بینم،

کابوس سکوت من و تو

وجهانی نظاره حاموش

و عشقی که در سطور نیمه عربی باستان

 هنوز مفتخر به دیوانگی مجنون و بیوفایی لیلاست،

عشقی که انگار تا دنیا دنیاست

بر جبین آن چنین نگاشته اند که می بایست

بیستنونش لرزان از تیشه های جانسوز باشد

و

فرهادش دلخون از ضیافت دمادم خسرو و شیرین .

وای که ما تاریخی دیگر نیافریدیم

وتا توانستیم دل به افسانه ها و گذشته نا مالوف بستیم

من و تو رستم ،بابک ، آرش و ستاررا به عزای خود نشاندیم

من و توعلی را دوباره با چاه هم نوا کردیم

تا بگرید بر حال مردمی که خویشتن خویش را گم کرده اند!

من وتو داستان شدیم

اما افسانه نگشتیم

چون هرگز ما نشدیم

و این همان کابوس هماره ی من است.

آری رفیق

دیگر دعاهای های دفع بلای مادرم هم اثری بر این کابوس ها ندارد

من و تو آنقدر گم شده ایم

که هرگز کمان به گم شده گی خود نمی بریم

انگار دنیا همین برکه کثییف و این زمان دل آزاریست که من و تو در آن گرفتاریم

و درد و صد درد از این بی خبری!

از این نسیان.

اما آسمان همچنان آبیست

و این نشانه خوبیست!

باور کن برادر!

                             

                 

 



نوشته شده توسط :رضا عالش زاده
سه شنبه 5 بهمن 1389-12:31 بعد از ظهر
نظرات() 

آرزو
دوشنبه 11 بهمن 1389 11:23 قبل از ظهر

وحشت از عشق که نه ! ترس ما فاصله هاست. ترس بیهوده نداریم صحبت از خاطره هاست! گله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه ماست

علی اكبری
پنجشنبه 7 بهمن 1389 02:31 بعد از ظهر
شعرها و متن ها عالی و زیبا هستند. دلتنگی و تنهایی توشون احساس می شه.
پاسخ رضا عالش زاده : مرسی از لطف شما.ممنون که سر زدید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.