تبلیغات
سهم من از دلتنگی - هم بستری دو سکوت
سهم من از دلتنگی
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
جمعه 28 آبان 1389 :: نویسنده : رضا عالش زاده



 

عصر جمعه که می رسد

نام تو بر ناخود آگاه جملاتم سوار می شود

و در پهنه نوشته هایم تک تازی می کند

جولان می دهد

 درآشفتگی های هر روزه دنیایم

و دنیایی نو می آفرید

 پر از امید و آرزو

و این چنین من می مانم

خیال تو

و عشق بازی من و تو

که اگر دستهایمان به هم نمی رسد

که اگر فاصله مان خیلی از هم بعید است،

اما چشمانی داریم که یک نقطه را می نگرند

اینک دیده گان من و تو

مبهوت غروب خورشید هستند

تا تنگ غروبی دیگر را با هم زندگی کنند.

و با هم

 ولی از هم دور

پا به پای مهتاب وارد پهنه آرام شب گردند

و خود را در خلسه سکوت شب از نو بیابند

گوش کردن به نوای کش دار و ویلونی شب

دل سپردن به سکوت

و دچار آشفتگی و بیقراری شبانه شدن

و هم بستر رویا شدن

که اگر چشمانمان در بیداری به هم خیره نمی شوند

بلندای شبی را مست تماشای هم گردند.

ما باشیم

و رقص رویاهای ما

بی فکر فردا

و بی ترس تقدیر

که اینجا دیگر کلاس فلسفه و منطق نیست

که اینجا نصیحت خارج از گود است.

اینجا فقط رویای وحشی است که حکمرانی می کند

و دو قلب را به هر جا که می خواهد می کشاند

بی حساب و کتاب

از اعماق وجود

من و تو ما می شویم

و با دستان همدیگر وضوی مهر و عشق می گزاریم

و نماز نیمه شب ما آغاز می گردد

آه!

که نافله شبانه من و خیال تو چقدر زیباست.

و این هم بستری قلوب ما در بستر مخملی سکوت

چقدر آرام ما را به خواب می کشاند!

من

تو

شب

و

سکوت

همه از عصر جمعه وام می گیرند!

عصر جمعه که می رسد

زندگی من و تو دوباره جان می گیرد

و نام تو بر ناخود آگاه جملاتم سوار می شود.

و یادم می افتد

 که چقدر تو را دوست دارم.


 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 16 خرداد 1390 02:27 قبل از ظهر
من همش رو خوندم.اگه آفریدگار این متون خودتون باشید،یعنی یک نویسنده فوق العاده.خیلی زیبا بودن
سه شنبه 9 آذر 1389 12:37 قبل از ظهر
سلام بر عزیز دل
وبلاگتون خوبه فقط یه ایراد داره و اون هم برچسب زدن استاد به آقای افتخاریه البته شرمنده که رک و پوست کنده میگم به جان خودم این کار یه ظلمیه در حق استاد شجریان در ضمن این هدیه ی ناقابل رو هم از من هدیه بگیرید تقدیم به روح لطیفتون
http://www.mediafire.com/?74czfe20h16rwwk
دوشنبه 8 آذر 1389 12:49 قبل از ظهر
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

ماییم و موج سوداء شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن

"منتظر نظرات بعدی باش"
دوشنبه 1 آذر 1389 03:31 بعد از ظهر

چه رنجیست لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیباییها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ایست تنها خوشبخت بودن!(دکتر شریعتی)
یکشنبه 30 آبان 1389 01:26 بعد از ظهر

ای شب از رویــای تو رنگیــن شــده

سـینه از عطــر توام سنگین شــده

ای به روی چشــم من گسـترده خویش

شــادی ام بخشیــده از انــدوه بیش . . .


"فروغ فرخـزاد"

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


بی تو

من می مانم و خیال

شبی بی ستاره و نیمکتی خالی

گل هایی که بر بستر خواب تداعی گر تواند

نامت که گل واژه دعاهایم می گردد

آهنگی از سکوت

و خدایی که به این مستی ِ بی می ِ من می نگردد

می بینی

بی تو

خیالت، نامت، آرزویت و خدا اینجاست

آه که بی تو جمع مان چقدر جمع است!


مدیر وبلاگ : رضا عالش زاده
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی