تبلیغات
سهم من از دلتنگی - راز پنهانی
من تو را می جویم و در این پویش پی در پی تو خویشتن نیز چو تو گم شده ام
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

راز پنهانی

تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی
تمام سعی تو كتمان عشقت بود در حالی
كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی
فقط یك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشیمانی؟

نمی دانم شاعر این بیت ها کیست.


نوشته شده توسط :رضا عالش زاده
شنبه 23 مرداد 1389-12:14 بعد از ظهر
نظرات() 

choc
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 05:07 قبل از ظهر
Hey! Do you know if they make any plugins to safeguard against hackers?
I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard on. Any tips?
foot pain
پنجشنبه 1 تیر 1396 12:43 بعد از ظهر
What's up i am kavin, its my first time to commenting anywhere, when i read
this piece of writing i thought i could also create comment due to this good paragraph.
broganliftt.wordpress.com
دوشنبه 1 خرداد 1396 06:17 بعد از ظهر
Excellent goods from you, man. I have understand your stuff previous to
and you're just too fantastic. I really like what you've acquired here,
really like what you are stating and the way in which you say
it. You make it enjoyable and you still take care of to keep it smart.
I can't wait to read much more from you. This is really a great website.
mahsa
دوشنبه 1 شهریور 1389 01:15 قبل از ظهر
salam mamnoon lotf darin bozorgituno miresoonam
mahsa
جمعه 29 مرداد 1389 02:02 قبل از ظهر
salam ostad xubin? sharmande , na kam lotf nisam be webetoon ziad sar mizanam , fln bye
پاسخ رضا عالش زاده : سلام، شما چطورین؟چه خبر ها؟می دونم شوخی کردم.کلاس خوب شما با آن مشغله و خستگی همیشگی شما را هرگز فراموش نمی کنم.سلام برسانید.
دوشنبه 25 مرداد 1389 02:05 قبل از ظهر
من به تو خندیدم

چون كه می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیك لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را

و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تكرار كنان

می دهد آزارم

و من اندیشه كنان غرق در این پندارم

كه چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

lili
دوشنبه 25 مرداد 1389 02:04 قبل از ظهر
salam ostad khobin?che khabar?hame chi ro be rahe?dafe gabl javabe nazaram ro nadadin.mamolan say mikonam sar bezanm be webetono sheratono bekhonam harchand natonam nazari bedam.javabe shere hamid mosadeg ro baraton mikham benevisam,hatman shenidin vali man taze shenidam.felan bye.
پاسخ رضا عالش زاده : سلام، خوب هستین؟پارسال دوست امسال آشنا؟اینجوریه؟!چرا اصلا به موسسه سر نمی زنید؟حتما وقت کردید تشریف بیارید ،از دیدنتان خوشحال خواهم شد.مرسی از لطفی که دارین.نهایت مهربانی شماست.به اون یکی دوست کم لطفتون(البته شوخی می کنم) هم سلام برسانید.در ضمن شعر بالا خیلی قشنگ بود. مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر